یخ دون

وبلاگ عاشقانه

دل




مرا به ذهنت نه! به دلت بسپار

من ازگم شدن درجاهاي شلوغ ...ميترسم ...

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1392ساعت 15:38  توسط یخی  | 

کودکی





كاش هميشه در كودكي مي مانديم

تا به جاي دلهايمان

سر زانوهايمان زخمي ميشد!...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392ساعت 15:37  توسط یخی  | 

دلتنگ


تو ميداني 


از مرگ نمي ترسم


فقط 


حيف است هزار سال بخوابم


و خواب تو را نبينم...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1392ساعت 15:37  توسط یخی  | 

چوپان دروغگو




هنوزم کسی نمیداند:

چوپان قصه ها

دروغ میگفت تا...

تنهایی هایش بشكند

اااااااااااااااااای مردم

گرگ گوسفندهای مرا هم خورد!!!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1392ساعت 15:37  توسط یخی  | 

دوری


بند بند وجودم 

به بند بند وجود تو بسته است!!

با این همه بند 

چقدر دوریم از هم.....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1392ساعت 15:36  توسط یخی  | 

تلنگر


یک تلنگر کافی بود تا بشکنم 


به هر حال ممنون از مشتت؟؟؟!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1392ساعت 15:35  توسط یخی  | 

شکستن،طناب دار

طناب رو به دور گردنم آویختند:


گفتند آخرین آرزویت؟؟؟


گفتم :


دیدن یار


گفتند:


خسته است تا صبح طناب بافته؟؟!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1392ساعت 15:35  توسط یخی  | 

عشق تلخ

فرهاد مگر چه کم داشت؟؟؟!!!

او که تماو زندگیش شیرین بود؟؟!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1392ساعت 15:35  توسط یخی  | 

تنهایی

میدانی تنهای کجاش درد داره؟؟؟!!


انکارش.....


+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1392ساعت 22:36  توسط یخی  | 

به سلامتی ...


به سلامتی کسی که آنقدر بردمش بالا که حالا دست خودمم بهش

 نمیرسه!!!!

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1392ساعت 22:33  توسط یخی  | 

مطالب قدیمی‌تر